مارسل بريون ( مترجم : ذبيح الله منصورى )

58

منم تيمور جهانگشا ( فارسى )

مقاومت نمىنمودند و تو مىتوانستى بدون معطلى و زحمت وارد شهر شوى . لذا من گناهكارم و مرا بقتل برسان ولى بر جان سكنه اين شهر ببخش و زن‌ها و اطفالشان را باسارت مبر . از او پرسيدم چند سال از عمرت ميگذرد . جوابداد شصت سال سئوال كردم آيا پسر دارى جوابداد دو پسر جوان من يكى موسوم به شير بهرام و ديگرى باسم شيرزاد بدست سربازان تو كشته شدند . گفتم اگر بجاى تو بودم نام پسر خود را شير بهرام نميگذاشتم زيرا بهرام شير نيست و هيچ‌كس بهرام را به شير شبيه نكرده و تو ميتوانستى كه اسم پسر خود را سرخ بهرام بگذارى براى اين‌كه بهرام سرخ رنك مىباشد . ( بهرام يعنى سيارهء مريخ ، كه آرياها آن را مظهر جنگ ميدانستند و اروپائيان بتقليد آرياها مريخ را رب النوع جنگ دانسته‌اند - مترجم ) امير حسين گفت نام پسر من چه شير بهرام باشد چه سرخ بهرام ديگر وجود ندارد . گفتم امير حسين تصور نكن كه با ذكر مرگ دو پسر خود بتوانى مرا بترحم درآورى . امير حسين گفت اى امير جهانگشا من براى خود از تو ترحم نميخواهم ولى بر جان مردم اين شهر ببخش و هرچه از آنها تاكنون كشته شده كافى است و بگذار كه ديگران زنده بمانند . گفتم امير حسين ، اگر بجاى اين‌كه من قاتح شوم تو فاتح مىشدى آيا بر حال سربازان من مىبخشيدى ؟ امير حسين گفت پدران ما گفته‌اند كه در جنگ بايد خشونت و بى - رحمى داشت و بعد از پيروزى بايد فتوت بخرج داد و چون تو فاتح شده‌اى فتوت بخرج بده . گفتم من نمىتوانم از اصول جنگ منحرف شوم و طبق اصول جنگى سكنه شهرى كه مقاومت مىكنند بايد قتل عام شوند . اگر من اين روش را تغيير بدهم ، ديگر نمىتوانم مبادرت بجنگ نمايم . جهانيان بايد بدانند كه هركس مقابل من پايدارى كند كشته خواهد شد و بعد از قتل عام نيشابور شهرهاى ديگر خراسان تكليف خود را خواهند دانست و وقتى قشون من به پشت حصار آن شهرها رسيد ، دروازه‌ها را نخواهند بست . بعد از اين گفته جلاد را احضار كردم و به او گفتم سر از پيكر امير حسين جدا كند و حاكم نيشابور بقتل رسيد . قتل عام سكنه شهر تا ظهر ادامه داشت و بعد از آن ، سربازان من برحسب اجازه‌اى كه من خود به آنها دادم شروع به چپاول كردند . در انبار تجارتخانه‌هاى نيشابور ، بقدرى كالا بود كه ما ناگزير شديم براى حمل آنها به ماوراء النهر تمام چهارپاداران اطراف را اجير نمائيم . در نيشابور طبق معمول از قتل علماء و شعراء و صنعتگران خوددارى كردم ولى زنهاى جوان شهر بين سربازان من تقسيم شدند زيرا خداوند گفته است زنهاى بلاد مفتوح ( بعد از جنگ ) بر جنگجويان حلال هستند . ( توضيح - بطورى كه خوانندگان احساس مىكنند تيمور لنگ احكام اسلام را طبق استنباط خود تعبير مىكند و آن‌چه در قرآن گفته شده اين است كه هنگام جهاد مسلمين با كافر حربى مسلمانها مىتوانند زنهاى كافر حربى را به كنيزى ببرند و خداوند در اين دستور به - مشركين توجه دارد نه پيروان مذاهب توحيدى مثل يهودىها و عيسوىها و در قرآن راجع به اين موضوع ، خبر ديگر نيست ولى تيمور لنگ با آنهمه علم و اطلاع ، سكنه نيشابور را كه موحد و مسلمان بودند در رديف مشركين و كافر حربى قرار داده است - مترجم ) . حمل كالا از نيشابور بماوراء النهر و ساير كارهاى مربوط به نيشابور از جمله ويران كردن